
وبلاگ دوستان صدشاخه خواهش آقا نیماونازنین خانم کلیک کنید
دین امری الهی یا بشری
بشر از آغاز پیدایی خود در برابر دنیای اطراف خود به سوال و احتجاج می پرداخت و از خود همیشه می پرسید پیرامون تغییرات طبیعت و کدام عوامل یا علتها دلایل تغییرات جهان اجتماعی است ؟ و بشر همیشه در این اندیشه بود که چگونه می توان جهان طبیعی و انسانی را مسخر نمود؟ بشر برای پاسخ به این سوالات مجبور به شناخت و معرفت شناسی و درک محیطی خود با نگاه بسته و کوته بین خود . و او با درک ناقص خود از پدیده های اجتماع به این سوالها پاسخ میداد . بشر برای رسیدن به این آگاهی ها و معارف زمانی با دین یا عرفان یا فلسفه و منطق و زمانی دیگر علم و تجربه گرایی پاسخ سوالات خود را میداد . که هر کدام از این شیوه ها بر اساس درک او از حقیقت و واقع بینی عینیت های جامعه زیستی انسان می باشد .
بشر زمینی هیچگاه به ماهیت جواب های اصلی خود نرسیده است و معلوم نیست چه زمانی به سوالات بی پاسخ خود برسد . در هر صورت بشر با این اوصاف و انگاره نتوانست حقیقت را به صورت کامل و ناب بیان کند . بلکه بر اساس درک و فهم پایگاه انسانی و اجتماعی خود به این سوالات پاسخ خود را می یابد . بلکه به ماهیت و ذات رخدادهای پیرامونی خود نتوانسته است که درک کند
به قول مولانا :
هر کسی از ظن خود شد یا ما / از درون ما نجست اسرار ما
در هر نگاه بشر وقتی مراحل تکاملی خود را گذراند و به منزل علم ( Science ) در قرن 19 سکنی گزید توانست به زندگی و اجتماع خود را بر اساس فهم علمی طبقه بندی کرد و هر مفهوم را در جایگاه نسبی بشر امروزی فهم کند قرار داد . که علم ، مادر و ریشه تمام این فهم های امروزی ما از این دسته بندی ها و نگاه های متفاوت مجزا نمی باشد . دانشمندان علم ، علم را شناختی می دانند که به صورت نظام یافته که مبتنی بر روابط علی و بیانگر نظم و ترتیب بین پدیده ها و بر اساس روشهای قابل اطمینان تحصیل شده و قابل اثبات و استدلال بوده و

وبلاگ دوستان عرشیاکلیک کنید
علائم دعوتهاى شيطان
شيطان از راههاي مختلف انسان را وسوسه مي كند و او را به گناه و نافرماني ميكشاند كه خداوند به برخي از آنها در قران كريم اشاره فرموده است.
«الشيطان يعدكم الفقر و يامركم بالفحشاء(1) ؛ شيطان شما را از فقر مىترساند و به كار ناشايسته فرمان مىدهد. هنگامى كه مىخواهد انسان را از انفاق فى سبيل الله بازدارد، مىگويد: خرج نكن، خودت فقير مىشوى! يا براى آن كه آدمها را از جهاد باز دارد، آنان را مىترساند:
انما ذلكم الشيطان يخوف اولياءه فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مؤمنين(2) ؛ همانا اين شيطان است كه پيروان خود را مىترساند، شما از آنان نهراسيد و اگر مؤمن هستيد از من بترسيد.
يكي ديگر از علائم و قرائن وساوس شيطانى، امر به فحشاء است، هر گاه آدمى احساس كرد كه تمايل به فحشاء دارد بداند كه وسوسهاى از شيطان است.
و من يتبع خطوات الشيطان فانه يامر بالفحشاء و المنكر(3)؛ كسى كه از گامهاى شيطان پيروى مىكند،(بدان)كه او به كار ناشايسته و ناپسند فرمان مىدهد.
و علامت ديگر، بازداشتن از ياد خداست:
و اما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين(4)؛ و چون شيطان تو را به فراموشى اندازد (از ياد خدا)، پس از ياد آوردن (اين مطلب يا خدا) ديگر با گروه ستمكاران منشين.
در جزء نخستين همين آيه آمده است:
و اذا رايت الذين يخوضون فى اياتنا فاعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره(5)؛ اگر ديدى كسانى در آيات ما فرو رفتهاند(آن را به استهزاء گرفتهاند)، از آنان رويگردان تا هنگامى كه گفتگو را تغيير دهند و مطلب ديگرى بگويند.
خطاب خداوند به پيامبر بزرگوار و ارجمند اسلام است البته از باب «به در مىگويند كه ديوار بشنود»؛ «اياك اعنى و اسمعى يا جار(6)» با كسانى كه آيات خدا را به استهزاء مىگيرند، منشين.
همان مضمون آيه ديگر است كه مىفرمايد:
...ان اذا سمعتم ايات الله يكفر بها و يستهزا بها فلا تقعدوا معهم ...(7)؛ اين كه ميفرمايد: هنگامى كه شنيديد كه(اهل مجلسى) به آيات خدا كفر مىورزند يا آنها را مسخره مىكنند، با آنان منشينيد، و بعد مىافزايد:
ان الله جامع الكافرين و المنافقين فى جهنم جميعا، اشاره به اين واقعيت است كه نشستن در چنين مجالس، كمكم ايمان را از بين مىبرد و آدمى را به نفاق و كفر مىافكند.
ما به خاطر داريم كه بسيارى از مسلمانان، بر اثر معاشرت با ماركسيستها، كارشان به جايى كشيد كه منافق و كافر شدند.
اينها در اصل و ذاتاً مخالف اسلام نبودند، كمكم كشيده شدند به سويى كه به اينجا ختم مىشد. اگر كسى هم بخواهد به عنوان بحث و مجادله با ماركسيستها، با آنان معاشرت كند بايد نخست ظرفيت خود را بسنجد، حتى در مسابقه كُشتى نيز، «وزن كشى» به دقت انجام مىگيرد و دو هموزن كشتى مىگيرند. و اما آيه مشهور: الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه. (8)
اولا: منظور از قول در اين آيه،«القول» قرآن است، ثانيا بايد بتواند(9) «احسن» را تشخيص دهد، پس هر كس حق ندارد با هر كس بنشيند و در هر بحثى شركت كند، اگر معلوماتش كم است يا قدرت تشخيص ندارد و يا ضعف اراده و شخصيت دارد، حق شركت در هر بحثى را ندارد.
از ديگر نشانههاى تبعيت از شيطان، «تبذير»است:
ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين (10)؛ اهل تبذير و اسراف برادران شيطانند.