گریه می گیردم ازبیهوده خندیدن گل![]()
که همین خنده شود خودسبب چیدن گل
چه نیازیست به چیدن،که دل انگیزترست
برسرساقه ی فیروزه نشان دیدن گل
چمن وباغ ودرختان،همه دروجد آیند![]()
زین به هرسوی گراییدن ورقصیدن گل
آنقدرزودشودپرپروبربادرود![]()
که نماندبه کسی فرصت بوییدن گل
می شکستندکه دستی سوی هرگل نرود![]()
می شنیدنداگرنغمه ی نالیدن گل
گل،دلیلست که تاجلوه ی حق را نگریم![]()
بهر چیدن نبودعلت روییدن گل
بسکه ازنازکی ساعد گل می ترسم![]()
گریه می گیردم از بیهده خندیدن گل
(بیژن ترقی)![]()